سنجه های بازاریابی محتوایی (KPI محتوا) چیست و چه ویژگی هایی دارد

سنجه های بازاریابی محتوایی (KPI محتوا) چیست و چه ویژگی هایی دارد، سنجه ‌های بازاریابی محتوا یا KPI محتوا به شما نشان می‌دهند که محتوای شما چقدر خوب تولید و توزیع شده است و تا چه حد مشکلات مخاطبان شما را حل کرده است. در این پست با اهمیت شاخص‌ عملکردی بازاریابی محتوا، انواع KPI محتوا و ابزارهای سنجش آن آشنا می‌شوید. برای این که بدانید تا چه حد در برنامه بازاریابی موفق بوده‌اید و چقدر به اهداف خود رسیده‌اید، نیاز به شاخصی دارید که میزان موفقیت شما را اندازه‌گیری کند. KPI یا شاخص کلیدی عملکردی، داده‌هایی کمّی هستند که به کمک آن‌ها می‌توانید عملکردتان را با اهداف مقایسه کنید.

چرا شاخص کلیدی عملکردی یا KPI محتوا مهم است؟

هرچه کمتر درباره سنجه‌ های بازاریابی محتوا بدانید، احتمال این که به اهداف درآمدی خود برسید کمتر است! طبق آمار هاب اسپات، ۷۵ درصد از کسب‌وکارهایی که به اهداف درآمدی خود نمی‌رسند، هیچ اطلاعاتی درباره تعداد لیدها، میزان تعامل در شبکه‌های اجتماعی، میزان بازدید وبسایت و … ندارند. این مشکل با طراحی استراتژی محتوا و تعیین KPI محتوا تا حد زیادی قابل پیشگیری است. داشتن شاخص عملکردی محتوا باعث می‌شود که شما هنگام اجرای برنامه بازاریابی محتوایی، گوشه چشمی هم به اهداف، میزان فروش، میزان درآمد و … داشته باشید.

ویژگی‌های KPI محتوا

چندین و چند شاخص برای بررسی عملکرد بازاریابی محتوا وجود دارد؛ اما باید سنجه هایی را انتخاب کنید که ویژگی‌های زیر را داشته باشند:

  • KPI محتوا باید مشخص و دقیق باشد. مثلا باید برای تعداد بازدیدکنندگان وبسایت و تعداد فالوورهای اینستاگرام به صورت جداگانه KPI تعیین کنید. چرا که رشد این به یک اندازه نیست و هریک به درد هدف خاصی می‌خورند.
  • سنجه های بازاریابی محتوا باید «قابل اندازه‌گیری » باشند. به عنوان مثال این که «چند درصد از بازدیدکنندگان وبسایت مطالب ما را مفید می‌دانند» ویژگی مهمی است اما قابل اندازه‌گیری نیست. یک KPI محتوای مناسب در این مورد می‌تواند به این شکل تعریف شود: «میانگین زمانی که کاربران در وبسایت شما صرف می‌کنند». هنگام تعریف سنجه های بازارایابی محتوا همیشه با اعداد و داده‌های کمّی سروکار دارید.
  • یک ویژگی مهم دیگر در تعین KPI محتوا ، «قابل دستیابی» بودن است. سنجه های بازاریابی محتوا را همیشه جوری تعریف کنید که رسیدن به آن‌ها آسان نباشد و در عین حال خارج از دسترس شما نیز نباشند. به عنوان مثال، زمانی که می‌خواهید برای تعداد فالوورهای اینستاگرامتان تا پایان یک فصل KPI تعریف کنید، ۵۰۰ فالوور جدید هدف بیش از حد آسانی است. از سوی دیگر ۲۰ هزار فالوور جدید احتمالا هدفی غیرقابل دسترس است. پس باید عددی معقول و نسبتا سخت مانند عدد ۵۰۰۰ را انتخاب کنید.
  • سنجه های بازاریابی محتوا باید مرتبط با نوع فعالیت شما باشند. به عنوان مثال این که بخواهید تعداد فالوورهایتان را در سه شبکه اجتماعی اینستاگرام، توییتر و لینکدین به یک اندازه افزایش بدهید KPI منطقی نیست. چرا که حداقل یکی از این سه شبکه اجتماعی کمتر به کار کسب‌وکار شما می‌آیند و کمتر می‌توانند به افزایش درآمدتان کمک کنند.
  • زمان رسیدن به KPI محتوا را کش ندهید. هر شاخص عملکردی محتوا مهلت‌های زمانی مشخصی دارد. در صورتی که نتوانستید به صورت کامل به هرکدام برسید، مدت زمان رسیدن به آن را کش ندهید بلکه برای بازه زمانی بعدی KPI مناسب‌تری تعیین کنید.